تبليغاتX
دوربین و عکاسش
این هم ادامه عکسهای زنبور و گلش

 

 

 

چند مجموعه عکس دیگه هم از سفر به شمال گرفتم (دریا، جنگل، ... ) که سر فرصت براتون به نمایش می گذارم.

توجه : از این به بعد، این وبلاگ هر ماه فقط یکبار وتنها یکبار به روز می شود و اونهم در روز سوم هر ماه

اینجوری هم من به کارهام میرسم و هم شما دوستان

حالا بعضی از دوستان یه نفس راحت بکشند

شاد باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

سلام بر همه دوستان عزیزم

ممنون از اینهمه لطف شما دوستان گرامی.

جای همه دوستان خالی بود. البته من قرار بود برم سمت همدان و بعد کرمانشاه که البته یکی از دوستان که خیلی علاقه داشت که برم کرمانشاه برام دعا کرد و من رفتم شمال.

بالاخره من سمت نور رفتم و حسابی با دریا گرم گرفتم و یه چندتایی عکس گرفتم که به مرور نمایش میدم.

البته برنامه سفر به همدان و کرمانشاه و البته سراب هنوز برقراره و در اولین فرصت میرم البته اگه ۱۶۰ لیتر بنزین ردیف بشه... از شما دوستان کسی بنزین نمی فروشه؟ من خریدارم ها... در راستای پیشرفت فرهنگ گردشگری به من عاجز اندکی سوخت بدهید

جدی اگر کسی بنزین فروشی داشت که من تو یه سوت اونجام

خب یکی از مجموعه عکسهای من مربوط به روز جمعه میشه که از حیاط ویلا گرفتم : (عکس لانگ شات محل واقعه رو در زیر می بینید)

که داستانی است بین دوربین و گل و زنبور و من که به شرح زیر است :

که چندتا عکس نمای نزدیک دیگه در حال پرواز این زنبور در حالی که بارون میاد و قطرات شبنم روی برگهاست موجود می باشد که اگر مشتری بودید اول به ازای هر عکس، ۵ لیتر بنزین به حساب باک به شماره ماشین سواری بنزینی به نام آقای عکاس نزد شعبه بنزین داران بانک سوخت واریز کنید تا

درخواست شما اجابت شود و بنده هم به مقصد برسم.

فدای همه شما دوستان عزیز.

همیشه شاد و سربلند باشید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

سلام بر همه دوستان عزیزم

خیلی خوشحالم که دوستانی خوب و باصفا همچون شما پیدا کردم و ممنون از همه دوستانی که برای موفقیت من دعا کردند خالصانه.

امیدوارم هر جا هستید شاد و سرزنده باشید و هر روزتان بهتر از دیروز باشد

من تا اول شهریور توی نت نمیام واینو گفتم که اگر تو باقیمانده مرداد به دوستانم سر نزدم از بی وفایی نیست بلکه از دوری من از کامپیوتر است.

 

من خسته شدم و نیاز به اندکی استراحت و اندکی مسافرت و اندکی عکاسی و اندکی سکوت و اندکی تنهایی و اندکی فکر کردن دارم که جمع همه اینها میشه اول شهریور

راستی یه موقع فکر نکنید که من قرعه کشی یادم رفته ها ولی نتیجه مصاحبه من هم تا اول شهریور معلوم میشه که همون موقع برنده ها رو اعلام می کنم.

خب من وسایلم رو ورداشتم و آماده هستم.

شاد و خوش باشید.

دلم واستون تنگ میشه

شاد باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش

 

کویر مرنجاب

ایران-کاشان

پانوشت : (چهارشنبه ۱۰ مرداد ۸۶)

ممنون از لطف همه دوستان عزیز که در جشنواره دعا شرکت کردند. لیست دوستان به روز شد.

لیست دوستانی که در جشنواره دعا ثبت نام کردند به قرار زیر است :

۱- جناب پت بزرگ

۲ - شقایق هرکوله

۳ - ستاره بانو

۴ - توپول با مرام

۵ - دختر کوچولو

۶ - خانم شیوا

۷ - محیا بانو

۸- بهار بانو

۹ - مورچه سیاه

۱۰ - مینا بانو

۱۱ - ناردین شیرین زبان

۱۲ - آنیای متفکر

۱۳ - هانیه بانو

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

سلام بر همه دوستان عزیزم

ممنون از لطف همه دوستان گرامی.

قابل توجه دوستان گرامی : تمامی دوستانی که در اینجا ثبت نام کردند در صورت قبولی بنده در این مصاحبه، به یک وعده شام دعوت خواهند شد و اگر ساکن تهران نباشند به حسابشان واریز می شود

اول از همه لیست دوستانی که در جشنواره دعا ثبت نام کردند به قرار زیر است :

۱- جناب پت بزرگ

۲ - شقایق هرکوله

۳ - ستاره بانو

۴ - توپول با مرام

۵ - دختر کوچولو

۶ - خانم شیوا

۷ - محیا بانو

۸- بهار بانو

۹ - مورچه سیاه

۱۰ - اینجا جای شماست که الان این مطلب رو میخونی

و دوست گرامی، ستاره بانو پرسیدند که ((من نفهمیدم یعنی هر روز باید بیام اینجا بگم دارم دعا میکنم یا همون یه بار کافیه؟؟؟ ))

جوابیه صادره از کمیته نظارت بر جشنواره :

(( ما به تمامی دوستان اعتماد داریم و حضور یکبار شما برای ثبت نام کافی بوده است. حالا بروید و ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید که اگر دروغ بگوئید شما به آنجایی می روید که هواش گرمه و چیلر گازی هم نداره ))

تبصره : در صورتیکه سربازان گمنام امام زمان متوجه عدم پایبندی شما به تعهداتان بشوند، به صورت خودکار از سیستم قرعه کشی حذف می شوید.

هنوز فرصت برای ثبت نام هست. اگر دوست داشتید ، علاقمندی خودتون رو در قسمت نظرسنجی ابراز کنید تا به جمع برندگان خوشبخت ما بپیوندید

شرح  مسابقه رو در اینجا بخونید

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

سلام بر همه دوستان عزیز.

امیدوارم دلتون شاد و روحتون سرشار از خوبی و نشاط باشه

و امیدوارم همیشه بی دردسر و بی مزاحمت زنده باشید.

 

 

بنده دیروز یک مصاحبه کاری داشته ام که نتیجه اش ظرف ماه آینده معلوم می شود. اینجانب برای جلوگیری از شایعات پیش آمده و افزایش دعایات تصمیم به برگزاری جشنواره دعا برای قبولی اینجانب در این مصاحبه را دارم. عزیزان علاقمند به شرکت در این جشنواره، خواهشمند هستم با نوشتن اسمشان در قسمت نظرسنجی، حضورشان را ثبت کنند که برای هر روز دعا ، یک امتیاز در نظر گرفته می شود و در صورت قبولی بنده در این مصاحبه، جوایز زیر به قید قرعه به دوستان هدیه می شود:

۱- یک پاکت پر از اسکناس به ارزش تقریبی ۵۰۰ هزار ریال .

۲- پرداخت هزینه راه اندازی و تهیه یک مودم adsl به همراه اشتراک یک ماهه ۱۲۸ کیلوبیت بر ثانیه. 

۳- سه عدد body spray (با هدف پاکسازی هوای مترو و حومه)

پانوشت : برگزاری قرعه کشی با حضور همه دوستانی که در تهران هستند و تمایل دارند ، به صرف شام مجانی خواهد بود تا همه دوستان از صحت قرعه کشی مطمئن باشند.

ممنون از لطف همه دوستان

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

Location:
Halle, Germany 2007

Photographer:
Stefan Michalski

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

خداوند همه رفتگان را بیامرزد

مرا روزگاری عمری بود دراز و دلی پرنشاط و همراه با خانواده زندگی می کردم و از حمایت آنها برخوردار ولی از آنجا که هوش سرشار داشتم ، میدانستم که روزی خواهم کشته شد به دست یک باند پدر زودکش. این مسئله رو از عکس دوران کودکیم می تونید بفهمید که نگران آینده بوده ام :

ایام گذشت و گذشت تا من بزرگ شدم و کم کم روز پدر نزدیک شد.

و من هم جوان و ساده، یه روز که در حال گذر از کوچه های وب بودم، به شخصی برخوردم که چمدون قرمزی بر پشت داشت و از سنگینی آن به زحمت افتاده و نفس نفس زنان در راه خانه بود. در همین حال یهو ساعت مچی من هم خراب شد و نیاز به یه پیچ گوشتی پیدا کردم. از صاحاب چمدون پرسیدم که پیچ گوشتی داره و اون گفت که آره و این جوری شد که با هم دوست شدیم و هر روز یه مسیر رو با هم می رفتیم تا ایستگاه تاکسی ونک-میرداماد.

در آنجا بود که سوار بر تاکسی می شدیم و من در کنار پنجره و چمدون وسط و صاحاب چمدون در کنار اون یکی پنجره. از خیابانها می گذشتیم و می گذشتیم تا آنکه من پیاده می شدم و کرایه اون صاحاب چمدون و چمدون رو هم حساب میکردم و به راه خودم ادامه میدادم.

روزها گذشت و دوستی ما (در ظاهر) بهتر شد و از این وسیله با دوست دیگرش هم آشنا شدم و بی خبر از همه جا به خانه هایشان رفت و آمد می کردم .

تا اینکه روز پدر قرار شد که بیان خونه من که برایم جشنی بگیرند و کادو بدند.

حال داستان روز پدر را همراه با تصاویر دنبال می کنیم :

 

 

همانطور که می بینید ، صبح خیلی زود، بانوی چمدون قرمز در حال نرمش است. و بقیه تیمش هم در عکس زیر مشاهده می کنید که به اعمال خلاف عفت عمومی مشغول هستند،اونهم اون موقع صبح:

ساعت ۱۲ می شود و من خوشحال و شاداب در منزل متنظر دوستانم هستم که یکهو درمیزنند و می روم که در را  باز می کنم که :

 

و بعدش ....

و بعد رئیس بزرگ، مادر خوانده که تازه فهمیدم همون چمدون قرمز بوده وارد اتاق شد :

و به من گفت که اسامی همه دوستات رو بده که من به عنوان مادرخوانده، به هیچ پسری حق حیات نمیدم و تا از روی زمین نکنمشون همچون چمن، راحت نمیشم. بعدش دوستاش که اسمه یکیشون شقایق بود شروع به شکنجه من کردند :

بعد از اینکه فهمیدند که من آدم قوی و محکمی هستم و اعتراف نمی کنم و شکنجه فایده نداره، اول یکم خیت شدند و بعدش چمدون قرمز به شقایق گفت که برو یه درخت از بالای کوه بکن و بیار . و شقایق که هرکوله (ه آخر رو غلیظ تلفط کنید که با هرکول آقا، اشتباه نشه) بود، رفت و رفت تا یه درخت پیدا کرد و تو راهش هم یه طناب خرید و  منو اینجوری بست :

حالا من هم سنگ جون، هی تکون تکون داد تا بالاخره ، فرشتگان روح من رو بقل کردند و به آسمان بردند. روحم شاد.

ولی هیچ ایرادی نداره که این داستان ادامه داره و دوربین و عکاس ۲ میاد و انتقام میگیره.

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

 

عکاس : mehmet turgut  

Make: NIKON CORPORATION
Model: NIKON D200
Shutter Speed: 10/2000 second
F Number: F/9.0
Focal Length: 26 mm
ISO Speed: 100
Date Picture Taken: Aug 20, 2006, 5:50:29 PM

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |

نکته : این عکس را  بنده نگرفتم و متاسفانه اسم عکاس یادم نیست ولی در ایتالیا گرفته شده با یک دوربین canon eos 30d

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت توسط دوربین و عکاسش |